سلام بر همه شما عزیزان

توی این پست در ادامه معرفی مجموعه راما جلد سوم این مجموعه با نام باغ راما رو براتون معرفی می کنم.

garden of rama

نیمه اول “باغ راما” شرح سفر قهرمانان داستان به مبدا راما است. در طول این مسیر نامشخص، که معلوم نیست چند سال نوری مقصدش با زمین و منظومه شمسی فاصله دارد و طی چه مدتی به پایان می‌رسد، نویسنده(ها) با شرح کشفیات قهرمانان داستان، سفینه راما را بیشتر به خواننده معرفی می‌کند. و راه‌هایی برای تغذیه و زندگی سه مسافرش ابداع می‌کند که هم برای طرفداران موضوعات علمی-تخیلی درخشان و اعجاب‌برانگیز است و هم یادآور ماجراهای یک رابینسن کروزوئه دیگر، اینبار در فضا است.
اما نوبت به بحث تولیدمثل و ادامه بقا که می‌رسد، موضوع از حیطه علم و تخیل عبور می‌کند و بحث فلسفه و اخلاق مطرح می‌شود.

نیکول ژاردن که به ویکفیلد علاقه دارد، با این واقعیت روبرو می‌شود که در سفر احتمالا بی‌بازگشت‌شان و در مقصد ناشناخته‌ای که به آن خواهند رسید، او به عنوان تنها جنس ماده از نوع خود وظیفه “تکثیر” نوع بشر را برعهده خواهد داشت. و در اینصورت بچه‌دار شدن تنها از یک مرد نمی‌تواند زنجیره ادامه‌دار تولیدمثل نوع بشر را در خارج از منظومه شمسی باعث شود. پس آیا او مجاز است که از هر دو مرد همسفرش بچه‌دار شود؟!
کلارک با انتقال داستان خلقت به سال ۲۲۰۰ و در داخل سفینه‌ای که به سوی مقصد نامعلومی در حرکت است، هم سر به سر آدم و حوا می‌گذارد و هم اخلاقیات پذیرفته عصر ما را در موقعیتی کاملا متفاوت به مبارزه می‌طلبد. جالب اینجاست که در این میان تصویری که کلارک از نیکول ژاردن به عنوان زن/مادر/عامل زایش به دست می‌دهد، تصویر انسانی است مسئول نسبت به آنچه که برعهده‌اش گذاشته شده و متحیر در مقابل عواقب اخلاقی آن. اما در مقابل قهرمانان مرد داستان در لایه‌ای بشری‌تر، مدام درگیر موضوع “مالکیت”‌اند و هیچگاه موفق نمی‌شوند از این چنبره سنتی خارج شوند.

اما دلیل علاقه من به “باغ راما” نه نیمه اول کتاب، بلکه نیمه دوم آن است!
راما بالاخره به مقصد می‌رسد. به مبدا حرکت خود. به “ایستگاه مرکزی”. در آنجا، اراده‌ای که راما را بوجود آورده و او را به ماموریت‌های مختلف گسیل داشته به قهرمانان داستان اعلام می‌کند که یکبار دیگر باید به زمین برگردند و برای برآوردن منظور “خالق راما” اینبار تعداد بیشتری از جنس خود به همراه بیاورند. راما، پس از ایجاد محیط‌زیستی مناسب انسان در درون آن، برای سومین‌بار رهسپار منظومه شمسی می‌شود و پس از رسیدن به “خانه”، نیکول ژاردن حکومت منظومه شمسی را راضی می‌کند تا تعدادی از افراد داوطلب برای بازگشت با راما را همراه سفینه کند.
سفینه برای سومین بار منظومه شمسی را ترک می‌کند. اینبار با یک جامعه کوچک از انسان‌ها که در “باغ راما”، محیط‌زیستی که برای آنها در داخل سفینه ایجاد شده، تا رسیدن به مقصد زندگی می‌کنند.

این اجتماع که با پای خودشان از درهای سفینه وارد شده‌اند، پس از چندی به همان موجودات دو پایی تبدیل می‌شوند که همه‌مان می‌شناسیم و …….

منبع نقد کتاب: سایت جیرۀ کتاب

کتاب بسیار زیبایی ست و امیدوارم که از خوندنش لذت ببرین.

 راهنمای دانلود

 قسمت دانلود

راهنمای دانلود

  • برای دانلود، به روی عبارت "دانلود" کلیک کنید و منتظر بمانید تا پنجره مربوطه ظاهر شود سپس محل ذخیره شدن فایل را انتخاب کنید و منتظر بمانید تا دانلود تمام شود.
  • جهت استفاده از فایل های فشرده از نرم افزار WinRar استفاده نموده و به پسورد هر فایل توجه نمایید.
  • در صورت بروز مشکل در دانلود فایل ها مراتب را از طریق قسمت تماس با ما یا نظرات همان پست جهت اصلاح لینک اطلاع دهید.
  • فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها از حالت فشرده از نرم افزار Win Rar و یا مشابه آن استفاده کنید .
  • چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، در صورتی که کلمه رمز را درست وارد کرده باشید. فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید.

دیدگاه بگذارید

6 دیدگاه‌ها در "باغ راما (آرتور سی کلارک و جنتری لی)"

avatar
500
مینا
مهمان

واقعا دستتون درد نکنه
من چند سال پیش جلد یک این کتاب رو تو کتابخونه پیدا کردمو مطالعه کردم ولی متاسفانه جلدای بعدی رو هیچ جا پیدا نکردمو چند سال بود تو خماری بودم!!!
نمیدونین چقدر خوشحال شدم این مجموعه رو اینجا پیدا کردم
خیلی کارتون درسته امیدوارم با تلاشایی ک میکنید باعث بشه مردممون بیشتر کتاب بخونن

شاهرخ
مهمان

سلام
فقط میتونم بگم من رمان زیاد خوندم ولی این مجموعه راما بهترین رمانیه که توی زندگیم خوندم و بعد از کتابای کلارک عاشق کتابهای آیزاک آسیموف بودم.
یادش به خیر همه اینارو حدود ۱۶ سال قبل خوندم

شاهین
مهمان

لرد عزیز اونقدر ازت ممنون ومتشکرم که حد نداره خیلی دنبال جلد چهارمش بودم که اونم گذاشتی دستت درد نکنه

ولی محض اطلاعت عرض می کنم که فصل اول جلد اول چند صفحه کم داشت و بعضی از صفحات جلد دوم خیلی بد اسکن شده بود که البته این چیزی از ارزش کار شما کم نمی کنه باز هم ممنونم

OdikA
مهمان

با تشکر و احترام برای لرد عزیز 🙂

wpDiscuz